غزل(خواهم شبی نوشت کنم بادل دراغوشت کنم):
خواهم شبی نوشت کنم بادل دراغوشت کنم
نوشم می مستی فزابابوسه مدهوشت کنم
برجام دل ریزم شراب دلراکنم مست وخراب
وانگه به صدچنگ ورباب من اندراغوشت کنم
جانرادهم من جای دل مستی بریزم پای دل
تاحلقه هاسازم زدل وانگه بناگوشت کنم
اغشته سازم درجنون من دیده ودلرابه خون
بگذارم ازمرزجنون این قصه درکوشت کنم
یاجان دهم برپای دل یادل نهم برپای جان
بامرگ دل شایدترادیگرفراموشت کنم
یامن رهاسازم ترایادل رهاسازدمرا
بامرگ دل یامرگ خودباری سیه پوشت کنم
نظرات شما عزیزان:
برچسبها: غزلیات